الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
285
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
من همان نسخه را كه بر شيخ عبد الرحيم قرائت شده در اصفهان ديدهام و شيخ عبد الرحيم بر پشت همان نسخه به خط خود - كه چندان نارسا هم نبوده - اجازهاى به اين عبارت براى او نوشته است . « همهء اين كتاب را شيخ امام رشيد الدّين ابو الحسن على بن محمد بن على شعيرى ( ادام اللّه سعادته ) نزد من قرائت كرد و به خوبى از عهده برآمد و از معانى آن مطلع گرديد و دور و نزديك و كم و زياد مقاصد آن را ادراك كرد و همزمان با قرائت او ، شيخ امام سيّد سديد الدّين فخر الائمه محمد بن على بن محمد طوسى به سماع وى مىپرداخت و اينك شايسته است از حقايق آن بهرهگيرى نمايند و من آن كتاب را به اين شرح از جهت ايشان روايت مىكنم از شيخ ابو الفضل محمد بن يحيى ناتلى از ابو نصر عبد الكريم بن محمد هارونى ديباجى معروف به « سبط بشر حافى « * » » از مصنف نهج البلاغة ، سيد رضى ( رضى اللّه عنه ) و به هر دو تن اجازه دادم تا كتاب مزبور و كليهء آنچه را كه از مشايخم ( رحمهم اللّه ) از مسموع و معقول و منقول روايت كردهام ، روايت نمايند . و كتب ابو الفضل عبد الرحيم بن احمد بن محمد بن محمد بن ابراهيم بن خالد شيبانى معروف به ابن اخوه بغدادى در ماه جمادى الاولى سال 546 ه . ق در كاشان و للّه الحمد و صلاته على محمد و آله » . شيخ سعيد ابو القاسم على بن محمد بن على طبرى آملى كحى وى بزرگوارى دانشور و فقيه بود و همواره به روايت اخبار مىپرداخت و از
--> ( * ) ابو نصر بشر بن حارث حافى از عرفاى بزرگ و بنام قرن سوم هجرى است قشيرى در رساله معروفش ص 18 مىنويسد : بشر حافى اصلا از مردم مرو بوده و در بغداد مىزيسته و همانجا در سال 227 ه . ق درگذشته و علت توبهاش آن بوده در يكى از روزها در مسير خود كاغذى كه نام خدا بر آن نوشته بود و در روى زمين افتاده جلب نظر او را كرده آن كاغذ را كه پامال شده بود برداشته و با ده درم عطر كه همان وقت خريدارى كرد آن را خوشبو كرده در شكاف ديوارى قرار داد شب آنروز در خواب ديد خطاب به وى گفت اى بشر نام مرا خوشبو كردى نامت را در دنيا و آخرت زنده خواهم گذارد و از -